با روز های مانده به آغاز چه میکنی؟
به خودت نگیر به من گفته.
چند روز پیش توی هتل استقلال با برو بچز (دکتر حسینی،
آقای طباطبایی، دکتر با وفا و تنی چند از دوستان که هم جنبش
ما حساب میشن) نشستی داشتیم هر کسی به نحوی اسب
لسانش تو راهوار کلام می تازید ما نیز.
به قول ما آنتی اقتدار گرا ها (اصلاح طلبیم دیگه خیالیه؟ ) مملکت
قابل تقسیم شدن نیست یعنی یه صاحاب داره اونم مردم اند
همش به خودم میگم آخه من که می دونم تو می دونی اونم میدونه
پس چرا هیچ کدوم نمی دونیم؟ به قول شهاب اگه دونسته هامون
رو بشه سیاهه ای میشه به سیاهی روی خودشون. پس تو هم
قبول داری که رای رای ملت نیست خوب اینام راست میگن رای
رای جنتی است.
بر میگردیم به همون جریان ((ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
اصلاح طلبا....)). نه بابا منظوری (من زوری) ندارم بخیل هم نیستم
بالا خره ما هم خورسندیم که دولت یه دست شده...
دکتر حسینی حرف قشنگی زد از اونجایی که خودش استاندار زاهدان
بوده نظرشو با قاطعیت گفت:
اینجا باید اصلاح بشه ولی اینجا خیلی بزرگه پس هر اصلاحی یه سلاح
می خواهد....
باقیش با شما...
جالبه نظری ندارید نه ؟؟!

