یکشنبه ششم آبان 1386
از خدا بخواه..............
وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه
وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي
وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشی
وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن..
وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه ....
وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني...
وقتياحساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه
وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي
و وقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد
چشمهايت را ببند
و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه....

[+] نوشته شده توسط در 20:18 | | قالب بلاگفا

